به یاد اوّلین سالگرد خاموشی استادکیومرث مهدوی رئیس انجمن شعرای ایران (خدیو)
اوست پایدار
یک سال گذشت،سخت وجانکاه!
از سـیـنـه کـشـم زداغ وی ؛ آه .

استاد کیومرث مهدوی «خدیو» رئیس و بنیان گذار انجمن شعرای
ایران (خدیو) هنگام آوای ملکوتی اذان ظهر روزشنبه 89/11/30 به معشوق ازلی پیوست. پیکر پاکش را درگلستان هنرمندان بهشت زهراس قطعه 88ردیف 142-29 به خاک سپردند.
دریغا، خـدیـو ازجـهـان رخـت بست دل یک به یک دوستان را شکست
بشد خـــانه ی شــعر ، مــاتـم سـرا چو پیمانه بشکست و پیمان گسست
یاران!
چگونه باید، باور کنیم ؟!
مرگ شکوفه را
تابوت غنچه را
برشاخسارِسبزِ
دَری شعرپارسی.!
ناباورانه، یک سال از مرگ جانگداز و خاموشی استاد کیومرث مهدوی «خدیو» شاعر نامی معاصر ایران گذشت . امّا یاد و خاطره اش برای همیشه در خاطره ها زنده است .کیومرث مهدوی رئیس و بنیان گذار انجمن ادبی «شعرای ایران» (خدیو) درسال 1312در شهر شاعرپرور کرمانشاه در خانواده ای اهل فرهنگ و هنر دیده به جهان گشود. او شاعری را در «انجمن ادبی کرمانشاه» که به همت پدر فرزانه اش زنده یاد حاج مرتضی مهدوی تأسیس شده بود، فرا گرفت و در اداره روزنامه آیینه روز که به صاحب امتیازی و سردبیری آن شادروان منتشر می شد قلم می زد و یار و مددکار پدر بود. در سرلوحه ی آیینه روز این بیت زیبا می درخشید.
آیینه چو نقش تو بنمود راست خودشکن ،آیینه شکستن خطاست
عاقبت آیینه شکنان ، با رویداد کودتای ننگین 28امرداد1332 آیینه روز را
مانند هزاران آیینه دیگر که زبان گویای مردم ایران بودند، شکستند.کیومرث، سیاست را با کیاست در مکتب پدرآموخت و در نوجوانی برای سرنگونی حکومت دست نشانده قوام االسلطنه همراه با کفن پوشان آزاده کرمانشاه به معیت پدر راهی تهران شد و پیروزمندانه به کرمانشاه بازگشتند.
جد پدری خدیو شادروان حاج آقا مهدوی می باشد که در کرمانشاه «مدرسه مبارکه مهدوی» را پی افکند و جاوید نام، شهیدسیدحسین کزازی دائی پدر خدیو مدرسه دخترانه «عصمتیه» را که با کارشکنی شدید متّحجران مواجه شد، بنیان نهاد. این عمل، کوردلان را که مخالف درس خواندن نسوان بودند بر آن داشت تا کمر به قتل آن بزرگوار بستند و سرانجام این هم سنگر زنده یاد مدرس ، در دوره های دوّم و سوّم مجلس شورای ملّی را به شهادت رساندند.
شرح خدمات شادروان کزازی به تفصیل در تاریخ مشروطه ایران آمده است . گزیده ای از اشعار خدیو در سال 1334 با تخلص «نجید» به نام«عشق جاویدان» در کرمانشاه به زیور چاپ آراسته گردید. این اثر در سال 1388 به همت سرکار خانم منور قائدی مدیر انتشارات اوین در تهران تجدید چاپ شُد. ناگفته نماند، درگذشت پی در پی همسر، مادر و پدر موجب عدم تحرک خدیو در نشر آثارش گردید. امید است، بازماندگانش با تدوین و نشر «کلیات خدیو» که می تواند میراثی گران بها برای ادب کهن فارسی باشد، آرزوی دیرین او و دوست دارانش را برآورده کنند. در رِثای استاد خدیو ، شعرای صاحب نام ، خصوصاً اعضای انجمن استادانه، دادِ سخن داده و سوگنامه ها سروده اند، که با اظهار لطف به اینجانب به احترام یار دبستانی استاد، نسخه ای از سروده هایشان را ارائه فرموده اند که به موقع برای تجلیل از مقام ادبی استاد استفاده گردد. چون متأسفانه استفاده ازهمه آن چامه و چکامه ها در این وجیزه مقدور نبود. لذا، با عرض پوزش از شعرای گرانقدر به قید قرعه ابیاتی چند از اشعار نغز آقای جلال مهدیانی سرکانی، برای درج دراین مقاله انتخاب گردید.
روحش شاد وراهش مستدام باد.
خدیو ملک سخن
خـدیـو ملک سخن، مـهـدوی پـاک نهاد
که یـافـت «انجمن شاعران» از او بـنـیـاد
نـمـود خـرقـه تـهـی روز سـی ام بهمن
هزار و سیصد و هشتاد و نه، نه کم نه زیـاد
روان بـه جـانـب فردوس شد بـه آسانی
چو بست دیـده خـود زین جهان پـر ز فساد
شـدنـد اهـل ادب غـرق مـاتـم و انـدوه
از ایـن مصیبت عظمـی که اتـفـاق افـتـاد
چو روح وی زتنش شد رها و کرد عروج
از ایـن جهان پـر از رنج و فتنه شـد آزاد
به دوش مردم گوهرشناس، شد تشییع
چـه کس دفینه مـا را بـه زیر خاک نهاد
به خاکِ رَی، به دلِ قطعه ی هنرمندان
به راحـتـی بغنود آن ادیب فـاضـل راد
به گریه گفت «جلال» ا ی دریغ وصد افسوس
«خدیو» آن گل زیبا چرا ز شاخه فتاد
***
اثری به یادماندنی از استاد کیومرث مهدوی «خدیو» ، تقدیم به صاحبدلان .
نقش آفرین
کاشکی نـقـاش بودم ،نقشِ زیـبـا آفرینی
نقشِ رویـی مـی کشیدم رویِ یار نازنینی
کاشکی نقاش بودم، مهروماهی می کشیدم
مِـهـررویِ دلـفـروزی، رویِ ماه دلنشینی
کاشکی نقاش بودم، ناز و قهری می کشیدم
قهرِسنگین دل نگاری، نازافسونگر قـرینی
کاشکی نقاش بودم، شام تاری مـی کشیدم
شامِ تـارِ کفرِ زلفی خفته بـر صُبحِ جبینی
کاشکی نقاش بودم، موج اشکی می کشیدم
موج اشکِ بی قراری،داده ازکف عقل ودینی
کاشکی نقاش بودم، دود آهی می کشیدم
دودِ آهِ سینه سوزی، رفته تا عرشِ بـرینی
کاشکی نقاش بـودم، انتظاری مـی کشیدم
انتظار بـی شکـیـبـی ، درنـگـاهِ واپسینی
لیک تا از نقش مهری، جان مشتاقی بسوزد
همتی خواهم «خدیو» ازطبعِ شعرِآتشینی
آقای مهندس علی اصغر فراز رئیس «انجمنِ شعروادب وقلمِ فرهنگ وارشاد اسلامی شمیرانات و شمال تهران» با نشأت از غزل «نقش آفرین» چامه ای با عنوان «شاعر نقش آفرین» درنعت استاد خدیو سروده است که در نوع خود بی نظیر می باشد. در مقدمه غزل شاعر نقش آفرین آمده است.
«این غزل را که تحت تأثیر غزل نقش آفرین جناب استاد کیومرث مهدوی «خدیو» رئیس انجمن ادبی خدیو شعرای ایران سروده ام و در حقیقت استقبال و تضمینی از غزل مذکور می باشد تقدیم حضورشان می نمایم.
شاعرنقش آفرین
تـو خـدیـو شاعران نـامـی ایران زمینی
صاحب اشعار ناب ودلکش و نقش آفـرینی
گفته ات ازدل برآید لاجرم بردل نشیند
در بیان سوز و احساس درون والا ترینی
دل به آتش می کشد نقش خیال انگیز شعرت
شاعری نقش آفـریـنِ طبع شعر آتشینی
در نگارستان دل تـنـهـا تـوان تصویـرکـردن
«دودآه سینه سوزی رفته تا عرش برینی»
صد هـزاران نکته در اشعار پُـر بـار تـو پیدا
زین سبب شایسته صدها هزاران آفرینی
بَـر تو روشن پیچش مو هم اشارتهای ابـرو
درمیان نکته دانان نکته سنج و نکته بینی
شهد گفتار تو چون حافظ عجب بردل نشیند
همچو حافظ، صاحب گفتار نغزدل نشینی
بر«فراز» عالم شعروادب خوش می درخشی
برخدیوان سخن حـقّـا «خدیو» راستینی
در خاتمه دو شعرکه مابین این جانب« اسود» و استاد« خدیو» به طنز مبادله شده است، نقل می گردد.
داغ دل
اثر استاد کیومرث مهدوی خدیو رئیس انجمن ادبی خدیو (شعرای ایران)
ای جان و تن و روح من ارزانی تو
هر چیز که دارم همه قـربـانی تو
در دام منی راه بـه جـایـی نبری
داغِ دلِ من خورده به پیشانی تو
داغ دل
اثر اقلِ انجمن خدیو (شعرای ایران) فریدون ضرغامی «اسودالشعراء»
دریای خزر، حقوقش ازدست برفت!
کنسرسیوم دوّم شـد و قصه نفت
در دل غم بحرین و مـدایـن کم بود،
این داغ فزون شد و روانم را تفت

